سریال مثل هیچ کس از آن دست سریالهایی است که با دیدن چند سکانس از اولین قسمت آن می توان به داستان آن و سرانجام آن پی برد. کافیست لحظات دور هم بودن اعضای یک خانواده ی تقریبا بزرگ که سرپرستی به نام داداشی ( برادر بزرگتر ) دارد را ببینیم و همچنین بدانیم که رامین راستاد بازیگر کلیشه ای فیلم ها و سریالها در این سریال هم نقشی دارد. بعد از آن پیش بینی سرنوشت تلخ این خانواده و به جان هم افتادن برادران دیگر کار مشکلی نیست. و با آگاهی از اینکه این سریال در صدا و سیمای کشورمان ساخته شده، پایان خوش آن هم دور از انتظار نیست. پس چرا بایستی به تماشای این سریال بنشینیم؟ اصلاَ چرا بایستی این سریال ساخته شود؟ سریالی که در آن خیلی تلاش می شود تا به سنتهای قدیم بپردازد و شاید بتوان گفت چنگ بزند. حوض آب پر از ماهی، دیگ های مسی، سمنو، ازدواج دختر عمو و پسر عمو، دور هم بودن و ... .
البته در این بین نباید از علاقه ی شدید سازندگان این سریال به فیلمهای پدرخوانده گذشت. برادری که بعد از فوت پدر سکان هدایت خانواده را به دست می گیرد و خانواده را به اوج قدرت می رساند. بطوریکه دیگران به آن حسادت می ورزند. و مبارزه ای بین آنها رخ می دهد.
اما اگر پدرخوانده ها نشانه و نمادی از یک دوره ی تاریخی و آدمهای آن دوره بود، سریال مثل هیچ کس به کدام طبقه از آدم های این جامعه و در کدام برهه از تاریخ این مرز و بوم اشاره می کند که تا بدین حد برای ما غریب است؟ این فرشتگان از کدامین آسمان به زمین نازل شده اند و در کجای این کره ی خاکی سکونت دارند که ما آنها را نمی بینیم؟ و البته در مورد شیاطین سریال نیز به همین صورت.
آیا این آدمهای مثبت اعصاب خردکن بایستی چراغی باشند برای هدایت ما؟ و آیا آن آدمهای پلید بایستی ما را از عاقبت حرص و طمع برحذر دارند؟ اگر اینگونه است که بایستی خسته نباشیدی به سازندگانش گفت. و به آنها این اطمینان را داد که همچنان پول بیت المال برایشان فراهم خواهد بود.
چرا بازی پروانه معصومی بایستی تا بدین حد مخاطب را آزار دهد؟ این خنثی بودن پرویز پورحسینی از کجا ناشی می شود؟ طراوت و شادابی اصغر همت در نقش مروان کجاست؟
آیا اصلاَ این نکات مهم است؟ نه نباید مهم باشد که اگر بود اوضاع اینگونه نبود. مهم پرداختن به حوض پر از ماهیست. هدف تلنگر زدن به مخاطب دنیادوست است. باقی همه افسانه است.