جک نیکلسون در فیلم DEPARTED می گوید:
(( من نمیخوام محصول دنیای اطرافم باشم. میخوام دنیای اطرافم محصول من باشه.))
احتمالا شمار زیادی از ما چنین شعاری در زندگیمان سر میدهیم. اما وقتی پای عمل به این شعار میرسد، دلبستگی هایمان به چیزهایی که دوستشان داریم و به آنها خو گرفته ایم این اجازه را از ما سلب می کند و دوباره پرت میشویم به زندگی روزمره ای که دل خوشی ازش نداریم اما آن را بهتر از قدم گذاشتن در دنیای جدیدی که هنوز ساز و کارش را بلد نیستیم می دانیم و خلاصه که اهل ریسک کردن نیستیم. حاضریم همان روزمرگی خود را نشخوار کنیم و مدام غر بزنیم که این چگونه زندگی ای است اما چیزی را عوض نکنیم. و بزنگاههای زندگیمان را که فرصتی برای رهایی از بندهای روحی است از دست می دهیم. و جالب اینست که باز همان شعار بالا را نیز سر میدهیم.
برای عمل به این شعار لازم است مانند چریکی با تمام چیزهایی که ما را از رسیدن به خواسته هایمان باز میدارد مبارزه کنیم. و دیگر انتظار آرامش را نداشته باشیم. چون یک چریک زندگی اش را نیز در پای رسیدن به هدفش خواهد داد. و اصالت را در تلاشی میداند که برای هدفش صرف کرده.
باید تکلیف خودمان را روشن کنیم. اگر نمیخواهیم زندگیمان را در دهانه آتشفشان بنا کنیم اشکالی ندارد اما دیگر نباید توقع برخورداری از چشم انداز زیبایی از طبیعت وزندگی را داشته باشیم.
پی نوشت: قول میدم مطلب بعدیم درمورد سینما باشه.